تبلیغات
این در خانه ی مهر است که باز است هنوز
این در خانه ی مهر است که باز است هنوز

جهانی که شایسته‌ی کودکان باشد، شایسته‌ی همگان است

تصاویر و در واقع انسان هایی شایسته تفکر

دوشنبه 22 تیر 1388




منتظر خواندن نظرات شماییم
نظراتی که بوی بودن می دهند








گر علی (ع)زنده بود ...

جمعه 29 خرداد 1388

به نام افریدگار توانا


\

 اکثرشما


بدون ان نمیتوانید زندگی کنید , سقفی برای زندگی کردن یکی از نیازهای ضروری


 یک کودک خیابانی است سقفی که بتواند درسرمای بی رحم زمستان از سرما نجات دهد


 ایا آمار اینکه سالانه درجهان چندیهزار کودک خیابانی بر اثر سرما به دیار حق میشتابند


 را دارید؟ای شده تا بحال برای یک لحظه کوتاه خودتان را جای ان کودکان بگذارید؟


بیایید با خودتان بیاندیشید که اگر خود جای انها بودید از مردم چه انتظاراتی داشتید؟


اگر خدای ناخواسته یکی از انها بچه خودتان بود چه میکردید؟


چرا وقتی صبح که ازخانه بیرون میروید ومیبینید یکی از این کودکان در اثر سرما


به دیار حق شتافتهاست برای انهایی که مانده اند هیچ کاری نمیکنیم


چرا خودمان دست به دست هم نمیدهیم


 تا بتوانیم ازاین کودکان حمایت کنیم؟اگر علی (ع)زنده بود هیچ یتیمی بی یارویاور نبود


اگر علی (ع)زنده بود هیچ یتیمی گرسنه نمیماندمسلمانان مسلمانی کجاست؟


انسانیت کجاست؟به امید روزی که فرزند علی(ع)مهدی موعود(عج)بیایید


 تا دنیا از این وضع نجات یابد ایا تا بحال باخود فکر کرده اید اگر مهدی(عج)بیایید


 وازشما درمورد این بی اعتنایی جواب بخواهد چه جوابی میتوانید بدهید؟


بیایید کاری کنیم که حداقل پیش مولای خود روسفید باشیم وقتی یتیمی گریه کند


 اشک خدا وملائکه وپدریتیمان علی(ع)درمیاید چرا با کارهای خود اینگونه


اشکشان را درمی اورید بیدارشویدمسلمانان بیدارشوید


ازخواب غفلت بیدارشوید


به کجا چنین شتابان

جمعه 22 خرداد 1388


در گشتن زباله های یک کوچه , با گربه ها رغابت کردن زیبا نست
در نگاه سرد مردم با نجاست هم معنا شدن زیبا نیست
در شبهای سرد دستها را ها کردن زیبا نیست
آنها راهی ندارند
آیا ما هم راهی برای کمک به آنها نداریم؟
در قسمت نظرات راه های کمک به کودکان کار را بنویسید


مرگ یک کودک کار دیگر!

دوشنبه 28 اردیبهشت 1388


او روی زندگی تف می کرد مواظب باش مامان چیزی نفهمه زود خوب می شم این اخرین جمله ی کودکی است که پیش از مرگ به زبانش جاری شد
کودکی که باید نگران همه چیز می بود حتی مرگش !!

وحید شریفی کودکی که بارزترین ویژگی اش  تف کردنهایش بود، درست روز  قبل از 13 فروردین اخرین سیزده عمرش را به در کرد درحالی که همراه برادرش رمضان برای کسب درامد و خرج عید برای فروش ادامس به خیابانهای حومه عبدل اباد رفته بود با یک سواری تصادف کرد و چند دقیقه بعد ...

بی سبب نیست که بزرگترین ترس بجه های کار هراس از مرگی فجیع است. مرگی نامعلوم، مرگی در روزمره ترین حالت زندگی !!

زندگی این بچه ها مرگ است !!منظورم مرگ کودکی نیست، مرگ لحظه ها نیست، مرگ اینده شان نیست، منظورم مرگ به معنای پایان زندگی است مرگی که درست چند لحظه پس از فروش ادامس یا فال  به ما رخ  می دهد

وحید اخرین ادامس زندگی اش را به کدام مان فروخت؟

وحید 9 سالش بود و مدام تف می کرد !!هرگز نفهمیدم چرا؟مدام به او می گفتم : وحید انقدر تف نکن و او می خندید و ... حالا می فهمم که او روی کسانی که به او تجاوز می کردند، کتکش می زدند، تحقیرش می کردند ، خنده هایش را، گریه هایش را و خودش را نمی دیدند  تف می کرد !!! کسی برای بوسیدن باقی نمانده بود پس او تف می کرد او روی زمان، روی کودکی اش، روی مسولیت زود هنگامش، روی همه چیز تف می کرد..

او می توانست عاشق زندگی باشد اما روی آن تف می کرد!!!!


...ترور شخصیت کودکان دیگر آزار پنهان اجتماعی

دوشنبه 28 اردیبهشت 1388

کودکی ام را زیر پایت لگد نکن...
مثل فرشته ها به چشمانت زل می زنند و دست آخر به خجالت می اندازندت. زیر سنگینی نگاهشان تاب نمی آوری. یکی را با دسته گل سر چهارراه می بینی، دیگری را دست در دست مادر کارمندش برای رفتن به مهد کودک...

 

صبح که از خواب بیدار می شوی و پا بیرون می گذاری، به خیابان نرسیده ترافیک دامنت را می گیرد. به دانشگاه می روی یا سرکار یا مدرسه، تفاوتی نمی کند، درگیری با ارباب رجوع، استادی که بلد نیست از راست می نویسند یا چپ، فروشنده ای که اول صبح درآمد یک روزش را از تو می خواهد و هزار آدم عبوس کج خلق دیگر که بر تمام مشکلات روحی، روانی، جسمی و عاطفی ات اضافه می شوند. جوانی یا میانسال، دلت به حال آن یکی می سوزد. اما راستش را بخواهی دلت به حال یکی بیشتر می سوزد ...

 

کم نیستند، قاعده هرم جمعیت کشورت به حساب می آیند. مثل فرشته ها به چشمانت زل می زنند و دست آخر به خجالت می اندازندت. زیر سنگینی نگاهشان تاب نمی آوری. یکی را با دسته گل سر چهارراه می بینی، دیگری را دست در دست مادر کارمندش برای رفتن به مهد کودک.

 

به حال هر کدام یک جور دلت می سوزد. برای آن که گل می فروشد به خاطر کار کردنش، برای آن یکی هم چون در دنیای صنعتی امروز به جای رختخواب گرمش باید در اتوبوس و تاکسی کشیده شود. بارها در مترو بی دلیل شاهد کتک خوردنش از پدر و مادری بوده ای که نمی دانند عقده های کارشان را کجا خالی کنند. بارها دیده ای که کودک را تنها با پرسیدن یک سوال به شنیدن طوماری از فحش و ناسزا محکوم می کنند. بارها پدری را دیده ای که نمی داند حتی بچه اش به کدام مدرسه می رود، ابتدایی است یا راهنمایی. به همین جا ختم نمی شود...

آزار می بینند. گاهی نه آن قدر که بگویی حیف! اما گاهی چنان زیاد که تمام وجودت برایش آب می شود. مسائل مختلف از گوشه و کنار آن ها را آزار می دهد. از آلودگی هوا تا بی توجهی مسئولان به رفاهشان، تغذیه نامناسب و گرفتاری در دنیای ماشینی.

 

اما زمانی آزارها تا اندازه ای پیش می روند که عنوان "کودک آزاری" می گیرند. حتی گاهی آینده شان را هم تهدید می کنند. "كودك آزاری" در هر فرهنگ و اجتماعی رخ می دهد. این آزارها از دید کارشناسان در چهار دسته گنجانده می شوند. جسمی، عاطفی، لفظی و جنسی.

 

اما در این میان فرشته هایی کوچک و معصوم که نه قانون می دانند و نه حق، نه عاطفه دیده اند و نه چیزی را خارج از دنیای بی رحم اطرافشان لمس کرده اند، به گمان این که گناه از آن هاست، روزه سکوت می گیرند.

 

اعتماد به نفسشان زیر کمربند پدر له می شود و مهربانی شان در دعوای پدر و مادر کمرنگ تر. او می ماند و دنیایی که فکر می کند جنگل است. یا از همه می ترسد یا متنفر می شود. آینده را چگونه تاب بیاورد؟ نمی داند.

کودکان آزار دیده والدینی بی رحم می شوند

"معضل کودک آزاری" به اندازه ای رشد یافته و البته پنهان مانده که نه می توان گفت رسانه ها به خوبی به آن پرداخته اند و نه می توان ادعا داشت که آمار دقیقی در این زمینه وجود دارد. این آسیب بعد از گذشت قرن ها به پارادایمی در تفکر والدین و مراقبین کودکان تبدیل شده است. در ذهن اکثر افراد پذیرفته شده که "کودک برای تربیت به تنبیه احتیاج دارد" یا "توجه بیش از حد به کودک او را لوس و خودسر بار می آورد".

 

بر همین اساس است که یا کودک آزاری پذیرفته می شود و یا به دلیل ناآگاهی گزارش نمی شود و طبعا پژوهشگران نمی توانند تحلیل درستی از آن داشته باشند. حتی در مواقعی چون آزارهای جنسی، کودکان به مرگ تهدید می شوند و به اجبار به خواسته فرد متجاوز تن می دهند.

 

از پیامدهای این آسیب هم جدای تمام مشکلات روانی و استرس و فشارهای عصبی که برای فرد ایجاد می شود تربیت شدن نسل جدیدی از والدین است كه در دوران كودكی مورد آزار و اذیت قرار گرفته‌ و هرچند با خود عهد می بندند که کودکشان را آزار ندهند اما خود به "کودک آزاری" بی رحم تبدیل می شوند.

نگاهی گذرا به آمار و ارقام...

پژوهش‌ها نشان می‌دهد از هر 4 دختر و هر 8 پسر، یك نفر از آن ها در سنین قبل از 18 سالگی مورد آزار قرار می‌گیرند.

سالانه یك كودك از هر 20 كودك، از نظر جسمی صدمه می‌بیند.

از آمار کل کودک آزاری ها 40 درصد آزارهای جسمی، 30 درصد عاطفی، 30 درصد غفلت، 20 درصد آموزشی، 10 درصد بهره‌کشی اقتصادی و 20درصد آزارهای جنسی بوده‌است.

پژوهش های منتشر شده حاکی از آن است که در مقابل یک مورد کودک آزاری که فاش می شود، حداقل 20 مورد دیگر پنهان می ماند.

همچنین بیش از 90 درصد کودک آزاری ها در محیط خانه اتفاق می افتد. پدران با 48/5 درصد، بالاترین و مادران با 28/3 درصد در ردیف بعدی عاملان کودک آزاری جسمانی در خانواده های کودک آزار معرفی شده اند.

هرگاه صحبت از "کودک آزاری" می شود به دنبال تنبیه فیزیکی می رویم

سامرند سلیمی؛ روانشناس در این باره به خبرنگار اجتماعی برنا گفت: بنا به تعریف کلی و بر طبق استانداردهای جهانی هر گونه کار و اهمالی از سوی والدین و مراقبین کودک که منجر به مرگ و آسیب فیزیکی و جسمی به کودک شده و یا آزار جنسی و استثمار کودکان "کودک آزاری" می شود. "کودک آزاری" را در چهار دسته بررسی می کنند، فیزیکی، عاطفی، لفظی و جنسی.

 

وی افزود: "کودک آزاری" فیزیکی تنها شامل تنبیه بدنی به تنهایی نیست. بسیاری اوقات مشت زدن، گاز گرفتن از روی عشق و محبت و یا شوخی هم –که در فرهنگ ما زیاد است- آسیب فیزیکی می رساند اما "کودک آزاری" نمی شود. در نوع لفظی هم همین مساله مطرح است. مسخره کردن به خاطر رنگ پوست و مو و چاقی و لاغری و ...، لقب گذاشتن و یا نامیدن فرد با واژه ای نامناسب از جمله مصداق های "کودک آزاری" لفظی هستند.

 

سلیمی با اشاره به این که "کودک آزاری" هیجانی و عاطفی شامل مواردی احساسی است، اظهار داشت: برای مثال انتقال این حس به کودک که "بی ارزش است"، "دوست داشتنی نیست"، "بچه بدی است"، "بی تربیت است"، "ناخواسته بوده" و مواردی از این قبیل. در ضمن"کودک آزاری" جنسی هم که شامل هر گونه استفاده مستقیم یا غیرمستقیم از کودک و یا به کارگیری در تجارت جنسی است.

 

وی ادامه داد: در ایران هرگاه صحبت از "کودک آزاری" می شود به سرعت به دنبال نمونه های تنبیه می رویم. در حالی که در جامعه ما نوع دیگری از "کودک آزاری" رایج است و آن "neglect" یا غفلت از کودکان است. البته باید توجه داشت که آمارهای جامعه ما نیز همانند آمارهای جهانی است.

 

این روانشناس اجتماعی با بیان این که به پدیده "neglect" کمتر پرداخته شده، تصریح کرد: غفلت از کودکان به معنای عدم فراهم سازی مراقبت و محافظت کافی از کودکان است. یعنی والدین به صورت ناآگاهانه و یا از روی آگاهی نیازهای عاطفی، فیزیکی و یا تحصیلی فرزند خود را برآورده نکنند و یا آن ها را در مقابل خطر حفظ نکنند.

 

بسیاری از والدین کودک را برای تنبیه از خانه بیرون می کنند

سلیمی در ادامه تاکید کرد: هنوز بسیاری از والدین برای تنبیه کودک خود را از خانه بیرون می کنند، برخی والدین از چگونگی نگهداری کودک خود در مهدها بی خبرند، برخی دیگر از این که فرزندشان از صبح تا شب در بیرون از خانه چه می کنند، اطلاعی ندارند و ... از سوی دیگر مادرانی که کنترل شدیدی بر فرزند خود دارند و او را از محیط بیرون از خانه محروم می کنند... همه این موارد به نوعی غفلت است. از این گونه غفلت ها بسیار است. غفلت از تربیت، تحصیل، مراقبت های پزشکی، شرایط عاطفی و ...

 

وی افزود: در سال های اخیر رسانه ها به بحث "کودکان کار" پرداختند. در حالی که این کودکان بیشتر در روستاها وجود دارند. مثلا کودکانی که از سنین پایین به کارهایی چون قالیبافی، دامداری، چوپانی و کشاورزی گمارده می شوند، حتی گاهی دختران در این گونه فعالیت ها مورد آزار و اذیت جنسی هم قرار می گیرند.

اهانت لفظی به یک کودک اثری در حد یک تنبیه شدید بدنی دارد

این روانشناس پدیده "کودک آزاری" را بیشتر متعلق به خانواده هایی که در آن ها بیماری روانی، مصرف الکل، مصرف موارد به ویژه "شیشه" وجود دارد دانست و گفت: در این زمینه نهادی برای پیگیری و محافظت وجود ندارد. سمن هایی در این زمینه فعال هستند که مردم چندان آشنایی با آن ها ندارند. رسانه ها هم چندان در این زمینه بحث نمی کنند. از سویی پلیس هم نتوانسته از طریق رسانه ها به مردم این آگاهی را بدهد که "کودک آزاری" جرم است یا نه؟ اگر کسی با این صحنه مواجه شد چه کند؟ هم چنین در بیمارستان ها بخشی با این عنوان وجود ندارد تا مراقبت های لازم را از این کودکان داشته باشد.

 

وی تاکید کرد: از پیامدهای این آسیب می توان به اختلالات اضطرابی، افسردگی، شکایت های فیزیکی کودکان بدون علت خاص و اختلال شخصیت در آینده اشاره کرد. تمام انواع "کودک آزاری" به یک اندازه مخرب است. "حتی یک اهانت لفظی به یک کودک اثرش در حد یک تنبیه شدید بدنی است"

 

سلیمی در پایان گفت: حتی تمامی این موارد هم که کودکان را آزار ندهد نمی توان اطمینان داشت که آن ها آزار نمی بینند. تامین غذا از سوی دولت ها و تامین سلامت روانی در جامعه از جمله مواردی است که باید جدی گرفته شود.


تعداد کل صفحات: (3) 1   2   3   

فهرست وبلاگ

پیوندهای روزانه

آرشیو

نویسندگان

پیوندها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

جستجو

آخرین پستها